
Jamshid - Sepideh .mp3
این لحظه ثبت یکی از زیباترین هائی بود که جای خالی همسرم به وضوح توش حس میشد ...
من حالم خوبه . ممنونم از احوالپرسی مهربونائی که محبتاشونو هیچوقت فراموش نمیکنم و ممنونم ازشون بخاطر حس قشنگی که بهم میدن . مخصوصا تو عزیز مهربونم که دیدن میس کالت کلی شادم کرد .
سفر کیش هم کنار دختر عمه جون خوش گذشت . شاید واقعا گهگاهی این سفرها در زندگی مشترک لازم باشه هر چند نیازش در زندگی ما هنوز حس نمیشد .
روزهای زندگیمون میگذرن . خونه به لطف خدا پر از عشق و آرامش و امنیته و اما محیط کار همچنان وضعیت قبل رو داره و این یعنی اینکه برای بهتر شدنش نیاز به دعاها و امواج مثبتتون دارم .
لحظه لحظه تون سبز . تا بعد ...
......
برای ثبت خاطرات شرح مختصری از روزهای قبل که ننوشتم :
هفته آخر ماه رمضان بابا اومدن تهران (۲۰ شهریور تا ۲۷شهریور) . هفته قبل هم داداشم و خانومش اومدن . (۳۱شهریور الی ۳ مهر )همه هفته گذشته هم عصرها با دختر عمه م دنبال لباس بودیم برای جشن عقد پسر عمه م در تاریخ ۸/۸/۸۸ ...
من که دختر دائی داماد بودم هم پیرهن خریدم هم پارچه برای دوختن کت و دامن برای شب که جشنشون مختلط میشه . ولی دختر عمه جان هنوز موفق به خرید نشده .
میرم کمی استراحت کنم و وسائلمو برای فردا آماده کنم . این حس خاص هم که در نتیجه جدائی سه روزه از همسرم هست قشنگه با همه دلتنگیائی که هنوز نرفته میاد سراغم .
برای همه آرزوی بهترینها میکنم ... خدانگهدار